الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

316

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

مهلبى ، در كتاب عزيزى گويد : آخرين نقطهء شرقى فارس ناحيه يزد و آخرين حد جنوبى آن سيراف و دريا و حد شمالى آن رى است و از شهرهاى فارس ، گرگان است « 1 » كه كنار شعب بوان واقع شده و پنج فرسخ از نوبندجان فاصله دارد و از شهرهاى آنجا سرمق است كه شهرى پربركت و پردرخت است . و از محل‌هاى تفريح فارس ، شعب بوان است كه يكى از محل‌هاى تفريح چهارگانهء معروف دنيا به شمار مىآيد و آن‌ها عبارتند از غوطه دمشق و نهر ابله و صغد سمرقند و شعب بوان . شعب بوان تقريبا دو فرسخ از نوبندجان دور است و از چندين دهكده تشكيل شده و آب‌ها و درخت‌هاى آن به يكديگر متصل است به حدى كه دهكده‌هاى شعب بوان زير پوشش درخت‌ها قرار گرفته و تا انسان وارد شعب نشود از آن قريه‌ها اثرى مشاهده نمىكند . نوبندجان از اقليم سوم و از شهرهاى فارس است و آنجا را قصبه شاهپور هم مىگفته‌اند . در لباب گويد : نوبندجان ، به فتح نون و سكون واو و فتح با و سكون نون و فتح دال و جيم و الف و نون است « 2 » . در مشترك گويد : شعب بوان نزديك نوبندجان است و شعب بوان يكى از محل‌هاى تفريح دنيا به شمار است و در ميان نوبندجان و ارجان واقع شده است و دربارهء اين محل تفريح گفته شده :

--> ( 1 ) - مؤلف گويد : گرگان در اين روزگار معروف به كليل سرمق است و من آنجا را ديده‌ام ممكن است مراد از كركان همان زركان يا زرقان باشد كه به قول مرحوم فرصت در آثار عجم ، زركان يعنى كان زر ( معدن طلا ) قصبه‌اى است ، ميان مشرق و شمال شيراز و در دامنه كوه بسيار مرتفعى واقع شده است و مزار سيد عماد الدّين نسيمى شيرازى كه سال 837 هجرى به شهادت رسيده در آنجا است . ديوان وى به نام نسيمى شيروانى به طبع رسيده است - م . ( 2 ) - كلمه « نوبندجان » با جيم و خاء هر دو به خط مؤلف آمده است ليكن فرصت در آثار عجم مىنويسد : نوبندگان از توابع شهر « فسا » است و معرب آن نوبندجان يا نوبنجان است - م .